تبليغاتX
امید دوباره
نا امید نشو
۱. ترانه بهاری
۲. صبح نام تو
۳. بهار عشق
۴. آواز عشق
۵. عاشقانه
۶. مناجات
۷. عشق جاویدان
۸. ساز سخن (اصفهان)
۹. ساز سخن(راست پنجگاه)
آوای عشق
+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 13:40  توسط حسن | 

عاشقانه ها

 

کاش می شد سکوت غریبانه ی گنجشک های افسرده را معنا کرد...کاش می شد فریاد مظلومانه نیلوفر های مرداب را شنید... کاش می شد اندیشه و احساسم را به دست پیچکی بسپارم تا به هر کجا که می خواهند سر بکشند.... از تکرار ناقص خاطره ها , از تلاش بیهوده برای رفتن و نرسیدن مثل دو خط موازی خستم...

آیدا

 

چقدر دلم گرفته از دار دنیا ، یه خدا داریم که اونم مارو پاک مارو فراموش کرده نمی گه یه دلبری اون پایین پایین ها داریم که هر روز داره صدام می زنه می دونم اون صدامو می شنوه داره جوابم رو می ده این منم که نمی تونم صداش رو بشنوم ولی اون قدر صداش می کنم که بتونم صداشو بشنوم که بهم بگه هنوز واسش عزیزم مثل اون موقع ها که هنوز جایی رو زمین نداشتم

تنهایم اصیل است
 


 

و اصالتم به جغدهای آواره شهر سوختگان میرسد


تنهایی مرا تو درک نخواهی کرد

سایه ام بر روی هیچ دیواری نیست


انزوای من اصیل است و بی سایه



ناله های مرا از دورترین بیشه دنیا گوش کن

 


ناله هایم تلخ است


پر از تنهایی


بغض تنهایی من را تو نخواهی فهمید


من سراپا بغضم




هیچکس را فراموش نکردم اما


خود فراموش شدم


ناله هایم تلخ است


بغض تنهایی من را تو نخواهی فهمید
....



تو نخواهی فهمید ....

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 18:47  توسط حسن | 

۱. بی تو نمی خندم
۲. قلب دفتر
۳. پرواز
۴. به یاد تو
۵. پیچ آخر
۶. عسلک
۷. یا رب
۸. شهر عشق
۹. آهنگ دل
۱۰. صدای پای آب
۱۱. ما به هم نمی رسیم
عسلک
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385ساعت 18:14  توسط حسن | 
  1. گل گلدون من
  2. امام علی(ع)
  3. تنهایی ها
  4. موسیقی رام(آرمیک)
  5. سنتی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مرداد 1385ساعت 18:23  توسط حسن | 

بيا آينه دل منجلي کن
درون سينه ات را صيقلي کن
 بزن قفلي به درب خانه دل
  کليدش را به نام يا علي کن

 

تا به دامان تو ما دست تولا زده ايم
بتولاي تو بر هر دو جهان پازده ايم
تا نهاديم به کوي تو صنم روي نياز
پشت پا بر حرم دير و کليسا زده ايم
در خور مستي ما رطل و خم ساغر نيست
ما از آن باده کشانيم که دريا زده ايم
همه شب از طرب گريه مينا من و جام
خنده بر اين گنبد مينا زده ايم
نشوي غافل از انديشه شيدائي ما
گرچه زنجير به پاي دل شيدا زده ايم
جاي ديوانه چو در شهر نهادند "هما"
من و دل چند گهي خيمه به صحرا زده ايم
 

 

من تو را اي عشق از کف داده ام!...

 هم خودم را ، هم تو را گم کرده ام...

 آن من عاشق ، من ديوانه را

 من نميدانم کجا گم کرده ام! ...

من نشاني هاي خود را ميدهم...

يک نفر بايد مرا پيدا کند .

يک نفر بايد که با طوفان عشق

برکه اي خشکيده را دريا کند ...

دل ما به دور رویت زچمن فراغ دارد

 

که چو سرو پای بند است و چو لاله فراغ دارد

 

.سرما فرو نیاید به کمان ابروی کس

 

.که درون گوشه گیران زجهان فراغ دار

 

 سر درس عشق دارد دل دردمند حافظ

 

.که نه خاطر تماشا نه هوای باغ دارد

باباهاي خوب روزتان مبارک باد

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مرداد 1385ساعت 18:11  توسط حسن | 

قصه بی پایان دل زخمی من

 

صداي شكستنم را نشنيدي؟؟؟

 

تا كي به اميد فرداي پر از مهرباني فال بگيرم با حافظ؟؟ تا كي از فرصت استفاده كرده و يك دل سير گريه كنم لابه لاي باران ها؟؟؟ هنوز صدايت از دفتر دلم پاك نشده است... وخط خطي هاي نگاهت !!!

آنقدر آه كشيدم و نگاه كردم به ابرها كه آسمان رنگ انتظارم شد...چشمانت خيال گفتن رازي را دارد.. كه لبهايت طفره مي روند.. شايد راز رفتن است و جدايي... شايد هم تنفر.... بگو .. در خلوت يلداي ام بگو تا من از دلواپسي و گورها از تنهايي به در آيند..... پرسه ميزنم ميان دلتنگيهاي خويش... تداعي ميكنم خاطره ها را ... عشق را كم و بيش!!! شايد گره از اندوهم گشوده شود با ته مانده طاقتي ... لمس ميكنم زندگي ساطور شده را و خود را كه در چك چك سلولهايم پير مي شوم.....هنوز بر لبهايت ننشسته ..نوشيدي ام و من كيش شدم ...وتو مبهوت و مات !!! هيهات از بازي روزگار ... هيهات!!!

 

IRAN-IRAN

 

 

بي آنكه بدانم روزي برايم خاطره اي خواهي شد به زندگي لبخند زدم و به عشق سوگند خوردم ... حالا!!! چهره ژوليده ام را در آئينه كه مي بينم فكر ميكنم كه آنقدر با خودم صميمي شده ام كه بگويم مرگ بر اعتماد....

طعنه هاي عقرب گونه ات هم عشق را از چشمم نينداخت... تنها به من آموخت عشق بايد الهي باشد و بس.....!!!

گاهي اوقات خود را گم ميكنم... مثل حالا!!!

اما صدايي انگشت به دهان مي گويد: فكر ميكنم شما را جايي ديده ام !

اما نميدانم مگر سواد ندارند... روي پيشاني من كه نوشته شده صاحب اين عكس سالها قبل مرده است.....

شايد تو هم مسافري عجول بودي كه نخوانده رفتي يا من راوي بي تجربه آخرين قصه كه بدون هيچ صدايي با خيالي كه ديگر رنگ نداشت روي خودم خط كشيدم..... آري روي خودخط كشيدم ... من مرده ام... گريه بي فايده است... گريه مكن..مهربان باش مهربان!!!!!!!!

 

 

 

 

 

سينه مالامال درد است اي دريغا مرهمي

دل زتنهايي به جان آمد خدا را همدمي

چشم آسايش كه دارد از سپهر تيزرو

ساقيا جامي بمن ده تا بياسايم دمي

زيركي را گفتم اين احوال بين خنديد و گفت

صعب روزي بوالعجب كاري ، پريشان عالمي

سوختم در چاه صبر از بهر آن شمع چگل

شاه تركان فارغست از حال ما ، كو رستمي ؟

IRAN-IRAN

 

در طريق عشقبازي امن و آسايش بلاست

ريش باد آن دل كه با درد تو خواهد مرهمي

اهل كام و ناز را در كوي رندي راه نيست

رهروي بايد جهان سوزي نه خامي بيغمي

آدمي در عالم خاكي نمي آيد بدست

عالمي ديگر ببايد ساخت وزنو آدمـــــــــي

 

 

 

خيز تا خاطر بدان ترك سمرقندي دهيم

كز نسيمش بوي جوي موليان آيدهمي

گريه حافظ چه سنجد پيش استغناي عشق ؟

كاندرين دريا نماند هفت دريا شبنمي

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مرداد 1385ساعت 18:7  توسط حسن | 

سرنوشت 3 دفعه به ادم دروغ ميگه .اول وقتي بدنيا مياي.دوم وقتي كه عاشقت ميكنه و بار اخر زندگي رو ازت ‏ميگيره كه بفهمي همش خواب بوده

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 19:10  توسط حسن | 
  1. سکینه
  2. مزاحم تلفنی
  3. فاطی
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 19:0  توسط حسن | 

روزنامه های لاتین

Times Online Iran Daily Tehran Times
.
New York Post Guardian Washington Post
.
Muslim News Washington Times WorldNet Daily
.
  Mirror The New York Times

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 18:20  توسط حسن | 

روزنامه های عربی

اخباراليوم الوفاق Al-watan - الوطن

.

النهار Al-Hayat - الحياه القدس
.
Teshreen - تشرين جريده البيان الخبر

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 18:18  توسط حسن |